
هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم
و گر تو زهر زنی به که دیگری تریاک
تو را چنان که توئی هر نظر کجا بیند
به قدر دانش خود هر کس کند ادراک
به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ
که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک